الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

191

تفسير مجمع البيان (فارسى)

أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ : آيا او فكر نمىكند كه ما او را از نيستى بهستى آورده‌ايم ؟ اگر در بارهء ابتداى آفرينش خود مىانديشيد ، مىفهميد كه زنده كردن او براى كسى كه او را از نيستى بهستى آورده ، غير ممكن نيست . برخى گويند : مقصود از « الانسان » همهء منكران قيامت است . وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً : در آن وقت كه او را آفريديم ، هيچ نبود و وجودى نداشت . پرسش : چگونه از نشئهء اول . بر نشئهء دوم مىتوان استدلال كرد . در حالى كه ما بعضى از كارها را - مثل حركات و سكنات و اصوات - انجام مىدهيم و بعداً قادر بر اعادهء آنها نيستيم ؟ پاسخ : 1 - خداوند ، خالق اجسام و حيات اجسام است . خود اجسام باقى مىمانند و ممكن است كه دوباره به آنها حيات داده شود . لكن از كارهاى ما چيزى باقى نمىماند كه بتوان آنها را اعاده كرد . 2 - ابتداى خلقت ، دشوارتر از اعادهء آنست . كسى كه قادر بر ابتداى آن باشد ، بر اعادهء آن نيز قادر است . 3 - خداوند از راه خلقت اجسام استدلال مىكند كه قدرت ذاتى دارد و كسى كه داراى چنين قدرتى باشد ، از اعادهء اجسام و حيات ، عاجز نيست . فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّياطِينَ : اكنون براى تحقيق و تثبيت مطلب مىفرمايد : اى محمد ، بخداى تو سوگند ، ما آنها را همراه دوستانشان شياطين از قبرها بيرون مىآوريم . برخى گويند : يعنى همانطورى كه آنها را محشور مىكنيم ، شيطانها را نيز محشور مىكنيم . ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا : قتاده گويد : يعنى آنها را در حالى كه بر زانو نشسته‌اند ، در اطراف جهنم حاضر ميسازيم ، بطورى كه با يكديگر در ستيز و جدال هستند و از يكديگر اظهار تنفر مىكنند ، زيرا محاسبهء آنها در نزديكى